تبلیغات
مبین - آزادی یا رهایی؟
" آنانکه خاک را به یک گوشه نظر کیمیا کنند................آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند "  
رهروان ولایت ـ در همه‌ی فرهنگ‌های غالب جهان، ندای مشترک آزادی بلند است و همه به نوعی در طلب آزادی هستند زیرا طعم آن، شیرین و گواراست و در واقع، آزادی نوعی امنیت است، که باعث لذت انسان از زندگی می‌گردد. به همین خاطر همواره افرادی با ادعای گسترش آزادی بر اریکه‌ی قدرت نشسته‌اند و اگر نبود ادعای گسترش آزادی، مردم به آنها توجهی نمی‌کردند. مع الاسف نظام‌های سلطه‌گر جهانی فهمیده‌اند که نیاز بشر چیست و با ابزاری که در دست دارند نام آزادی را بهانه کرده و از آن، زنجیری محکم ساخته و بر گردن انسان‌هایی انداخته و آنها را اسیر خود کرده‌اند.

تشنگی نوع بشر و نیاز او به آزادی، همیشه او را در طلب این گوهر نایاب سرگردان کرده است و در پی سرابی پوچ به نام آزادی، برای رسیدن به آزادی چه تلاش‌های فراوانی که نموده است.
هنوز هم گوشه و کنار این نداهای دعوت به آزادی به صورت‌های متعدد طنین انداز است امّا آیا این دعوت‌ها به سوی آزادی است یا اسارت؟
در واقع آیا ماهیت این دعوت‌ها به سوی آب است یا به سوی سراب؟
غالب شدن نظام بربری در جهان، زائده اجابت به همین دعوت‌هاست و گره کوری که بنام آزادی برگردن برخی انسان‌ها در جهان افتاده است، برخاسته از اجابت آنها به دعوتی به نام آزادی است. بزرگ مردانی که نام آنها در پهنای تاریخ و در قلب مردم ثبت شده است، نوعاً کسانی بودند که تلاش کردند از آزادی‌های زورگویان بکاهند و بر آزادی انسان‌های معمولی بیافزایند و بعضاً در این مسیر سخت، جان خود را از دست داده‌اند.

امروز کم انسان‌هایی هستند که آزادی به معنای واقعی را در دو بعد مادی و معنوی آن را درک کرده باشند.

مهم تر از آزادی مادی برای انسان آزادی معنوی است؛ شاید برخی افراد از جهات مادی آزاد باشند ولی با نگاهی عمیق درمی‌یابیم که آنها بویی از آزادی نبرده بلکه اسیرند، زیرا روح و انسانیت و شرف آنها در بند است.
دین مبین اسلام بعد از بعثت رسول اعظم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) یکی از اصلی‌ترین برنامه خود را ارمغان آزادی برای بشریت و برداشتن زنجیر‌های اسارت می‌داند ارمغان اسلام آزادی مادی و رهایی از قید و بند زورگویان و آزادی معنوی و رهایی یافتن از سلطه‌ی هوای نفس و پرستش بت‌ها می‌باشد.

قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «الَّذینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذی یَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ كانَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذینَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون‏؛[اعراف/157] همان كسانى كه از این رسول و پیامبر «ناخوانده درس» كه او را نزد خود [با همه نشانه‏‌ها و اوصافش‏] در تورات و انجیل نگاشته مى‌‏یابند، پیروى مى‏‌كنند؛ پیامبرى كه آنان را به كارهاى شایسته فرمان مى‏‌دهد و از اعمال زشت بازمى‌‏دارد و پاكیزه‏‌ها را بر آنان حلال مى‌‏نماید و ناپاك‌‏ها را بر آنان حرام مى‌‏كند و بارهاى تكالیف سنگین و زنجیره‌‏ها [ىِ جهل، بى‏‌خبرى و بدعت را] كه بر دوش عقل و جان آنان است برمى‏‌دارد؛ پس كسانى كه به او ایمان آوردند و او را [در برابر دشمنان‏] حمایت كردند و یاریش دادند و از نورى كه بر او نازل شده پیروى نمودند، اینان همان رستگارانند».

از آنجا که انسان موجودی اجتماعی است و آزادی‌های بی قید و بند فردی موجب تزاحم با آزادی اجتماعی می‌گردد حد و مرزهای دقیق و مهمی برای آن در نظر گرفته شده است. و در واقع برخی درخواست‌ها و فریاد‌ها برای رسیدن به آزادی نیست، بلکه برای رسیدن به رهایی است.

خاستگاه انسان‌ها برای آزادی تمام نشدنی است و ناچاریم برای رعایت حرمت هم‌نوعان، برخی از آزادی‌های فردی را محدود کنیم تا همه از نعمت آزادی بهرمند شوند و این یک اصل مسلم عقلی است که ما نباید برای هوس‌ها و خاستگاه فردی خود، آرامش و آزادی دیگران را به مخاطره بیاندازیم و کسانی که با وجود آزادی‌های فردی دم از آزادی بیشتر می‌زنند، در واقع در پی رهایی از اصولی هستند که موافق با فطرت انسانیت است و هر عقل سلیمی آن را می‌پذیرد.

دموکراسی‌های غرب هرچند تا حدودی برخی از آزادی‌ها را برای خودشان به ارمغان آورده است، ولی از نظر معنوی، آنها در دام بلاهای اخلاقی گرفتار شده‌اند. این نوع دموکراسی به قیمت محدود شدن حصار زندگی برای افرادی دیگر شده است. گاهی این نوع آزادی، له کردن و پایمال کردن حقوق دیگران را در پی دارد.

اندیشمندان مسلمان در سرلوحه‌ی مبارزات و روشنگری‌های خود این موضوع را قرار داده‌اند؛ استاد مطهری(رحمه‌الله‌علیه) دردی را اظهار می‌دارد که خود، آن را لمس کرده است؛ ایشان در دورانی زندگی می‌کرد که کشورهای قدرتمند جهان به ویژه آمریکا و شوروی و پیرترین آنها، یعنی انگلیس، دست‌های طمع خود را بر روی ذخایر ملی کشورهای فقیر و مستعمرات نهاده بودند و مردم این کشورها به ورطه‌ی نابودی کشیده شده بودند.

تعبیر زیبای استاد مطهری از استثمار به «چیدن میوه» نشان از درک عمیق وی از این مسأله دارد؛ یعنی حاصل سال‌ها تلاش یک کشاورز برای به ثمر رساندن یک درخت، چیدن میوه آن است، ولی استثمارگر با نفوذی که دارد حاصل عمر و زحمات فراوان او را به راحتی برای خود می‌برد. استاد مطهری در این باره می‌گوید: «محصول کار و فکر هر کس و ارزش هر کس، باید از آن خود او باشد. وقتی افرادی کار می‌کنند که محصول درخت وجود دیگران را به خودشان تعلق دهند می‌گویند: این خود دیگری را استثمار کرده است».[1]

--------------------------------

پی نوشت:
[1]. استاد مطهری، گفتارهای معنوی، ص 19.





طبقه بندی: تربیتی، 
برچسب ها: آزادی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 22 شهریور 1393 | توسط : محمد فروهر | نظرات()